تبدیل روستاهای بزرگ به شهرهای کوچک و نقش آن در تعادل‌بخشی ناحیه‌ای موردشناسی: ریوش شهرستان کاشمر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، فرآیند تبدیل روستا به شهر و نقش آن در تعادل بخشی ناحیهای، بررسی شده است. پ‍ژوهش حاضر سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که آیا سیاست تبدیل روستاهای بزرگ به شهرهای کوچک و تأثیرات متعاقب آن می‌تواند گامی در جهت رسیدن به تعادل ناحیه‌ای تلقی گردد؟  در این راستا ریوش که در سال 1379 تبدیل به شهر شده است، در دو دوره­ی زمانی قبل از شهر شدن و بعد از آن، به لحاظ متغیّرهای مختلف جمعیتی، اشتغال، امکانات و تسهیلات خدماتی و تأثیرات آن بر ناحیه­ی مورد مطالعه، مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصله از تحلیلها نشان میدهد که این شهر، در تثبیت و نگهداری جمعیت عملکرد ضعیف، در بسط کارکردها به درون نواحی پیرامونی و حوزه­ی نفوذ ناموفق و در ارایه­ی اشتغال، امکانات و تسهیلات به آن کاملاً ناموفق بوده است. به همین دلیل، شهر و ناحیه مورد مطالعه در شهرستان کاشمر، بیشترین نرخ مهاجرت­فرستی را داشته‌اند. نتیجه اینکه چون متعاقب تبدیل روستاهای بزرگ به شهرهای کوچک عمده سرمایه­گذاری­ها  به امور زیربنایی و خدماتی اختصاص داده  می­شود نه به امور تولیدی و پایه­ای؛ اینگونه سیاست­ها فقط باعث تمرکز خدمات در این مراکز می­شوند و نقاط مزبور نمی­توانند نقش مورد انتظار را در تعادل بخشی ناحیه‌ای ایفا نمایند. در پایان برای رسیدن به توسعه­ی متعادل و منطقی که همسو با توسعه­ی پایدار شهری و ناحیه­ای باشد، پیشنهاداتی ارایه گردیده است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Changing the Large Village to a Small City and Their Role on the Regional Balance: Rivash - Kashmar

نویسندگان [English]

  • mohamad hosehn Saraei
  • mohamad Eskandary Sani
چکیده [English]

In this article, the process of changing villages into cities and their role in the regional balance has been inspected through the analytical - descriptive method. This research tries to answer this question: can the policy of changing the large villages to the small cities and the resulted effects be considered as an approach to reach the regional equilibrium?
In this regard, Rivash that has changed to city in 2000, has been analyzed in 2 periods before and after becoming city regarding the different variables: Population, employment, service facilities and possibilities and its effects on the studied region. The achieved result shows that this city has been fully unsuccessful in fixing and keeping the population with poor function, in expanding the functions to the suburb regions and unsuccessful penetration domain in rendering employment and facilities. That's why the studied zone in Kashmar town has the maximum rate of migratory- sending. We conclude that since after changing the cities village into Rivash city, the main investments are devoted to infrastructure and service affairs not to the basis and productive affairs, so these policies concentrate these services in these centers and these places can not play the expected role in the regional balance. At the end of the article, some proposals have been rendered to achieve to logical balanced expansion harmonious with the regional and city persistent development.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Rivash
  • Small City
  • Large Village
  • Kooh Sorkh
  • Balance Region-Making